Loristan-Türk

Friday, November 16, 2007




رد پاي قشقائي‌ها در شهركرد

(محقق و نويسنده ارزشمند: سعيد مرداني كراني)

عشاير قشقايي و بلوردي

با توجه به بعضي اسناد همانند سنگ قبرها ، اسامي محلها و اقوال گذشتگان در حدود سالهاي 1000 الي 1200 هق عشاير قشقايي فارس از چهار محال به عنوان ييلاق استفاده مي‌نمودند و چمنزارهاي سرسبز اين ناحيه محل چراي احشام آنها بوده است. سپس بين عشاير بختياري و عشاير قشقايي زد و خورد ايجاد شده و در اين درگيريها بختياري‌ها پيروز شدند و قشقاييها مجبور شدند براي هميشه چهار محال را ترك كنند.

استحكامات قشقاييها بنام چال قشقايي در ارتفاعات كوه جهان‌بين قرار داشته كه هنوز آثاري از آن پا برجاست. گروهي از قشقاييها كه ده نشين شده بودند در چهارمحال ماندگار شدند از جمله در فارسان ، كران و بعضي نقاط ديگر. سنگ قبر حاج قوچ علي قشقايي كه درسال 1050 هق فوت شده است در كنار امامزاه سيد محمد كران قرار دارد. وجه تسمية فارسان نيز احتمالاً از همين معني گرفته شده است و تركهاي ساكن چهار محال از جمله در سامان، جونقان و... بهارلو و قشقايي بوده اند.

فارسان معرب پارسان است و اكنون نيز عدة زيادي از مردم مخصوصاً بزرگسالان فارسان را به صورت پارسان يا پارسون تلفظ مي‌كنند و معتقدند پارسانيها از طوايف اينالوي قشقايي و يا بلوردي هستند.

«قديمي‌ترين ايلي كه نامش در تواريخ ايلات لرستان بزرگ هست ايل كواراكاني يا كراني و كرائي است. ايل كراني در كشمكشهاي تاريخي صدمات بسيار ديد. از آنجمله هجوم سردار معروف شاه عباس كبير صفوي به آن ايل در سال 1004 قمري است كه ذكر آن در كتاب تاريخ فتوحات همايوني نوشته سياقي نظام اينگونه آمده است ( « ... و روز چهارم كه بيست چهارم ماه مذكور بود از زلزله و آشوبي در زمين كهگيلويه حادث گشته كه جز به كراني كوه و تارعزيمت او سمت تسكين نمي‌گيرد. لاجرم با جمعي خواص ملازمان خاصه شريفه و ملازمان و خدمتكاران و ساير عساكر ... و روز سيوم از شيراز خود را به كراني كه هشت روز مسافت است رسانيده و چون ابر اندوه بر سر آن گروه تاخت و باران بلا باريدن گرفت . خلقي را غرقه بحر فنا ساخت و مال و غنايم ايشان مورد غارت گشته ... من بعد آمدن الوار به ديوان او چون اتصال آتش با آب و اجتماع شب با آفتاب از قبيل محالاتست. ») با تسليم رئيس ايل كراني بخش مهمي از تيره‌هاي ايل كراني كه در جنگ با سپاه اللهورد‌يخان شركت داشتند به كوچ اجباري پرداختند و در ميان ايلات اينالوي قشقايي اسكان داده شده‌اند. در حكومت نادر شاه افشار كه كه صفي ميرزا از طايفه كراني دعوي سلطنت كرد و بعداً از سپاه نادرشكست خورد نادر به تصفيه متمردين و هواداران صفي ميرزا در ايل كراني پرداخت... و بر اثر همين حوادث بود كه به نقاط ديگر فارس و خوزستان و(سيرجان و چهارمحال) كوچانده شدند.»

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 15:0 توسط منوچهر كياني قشقايي |


Thursday, October 11, 2007




بیات

قبیلة ترک از قبایل بیست و دوگانة اغز (غز * ) پراکنده در ایران افغانستان ترکمنستان ازبکستان جمهوری آزربايجان ارمنستان ترکیه سوریه و عراق . واژة بیات که به صورت «بایات » هم ضبط شده به معنای بادولت و پرنعمت است . اصل این قبیله در نسبنامه های افسانه ای ترکان به «بای آت » پسر دوم گون خان پسر اغوزخان می رسد (رشیدالدین فضل الله ج 1 ص 39 حمدالله مستوفی 1362 ش الف ص 566 تاریخ قزلباشان ص 24 قائم مقام ص 403). قبیلة بیات همچون سایر قبایل بزرگ ترک علامتی مخصوص داشته که شکل آن در منابع متفاوت است (کاشغری ص 172 رشیدالدین فضل الله ج 1 ص 40 اوزون چارشیلی ج 1 ص 113). بیاتها طبق بعضی اخبار از روزگاران قدیم و پیش از مهاجرتهای گستردة خود به غرب آسیا در اطراف رودخانة قراموران یا بنابر ضبط حمدالله مستوفی (1362 ش ب ص 218) قارامران واقع در شمال چین می زیسته اند (قائم مقام همانجا). از اشارات جامع التواریخ برمی آید که گروههایی از این قبیله مشهور به «بایاوت » دهها سال پیش از آغاز سلطنت چنگیزخان در زمرة طوایف مغول درآمده بودند. اینان در تقسیم بندی قومی مغولان از جملة طوایف درلگین بودند که معرف مغولان عام و بی اصل و نسب است . دو شعبة معروف این طایفه «جدی بایاوت » و «کهرون بایاوت » بودند. اولی نام خود را از رودخانة جدی مغولستان اخذ کرده و دومی به دلیل زندگی در صحرا به این عنوان موسوم شده بود. اینان در لشکرکشیهای چنگیزخان و هولاکوخان به ایران شرکت داشتند (رشیدالدین فضل الله ج 1 ص 111ـ112 136ـ 138).

در قرون ششم و هفتم یک طایفة بزرگ ترک به نام «بیاووت » در صحرای خوارزم می زیستند که ظاهرا از طوایف یمک یا کیمک بودند (نسوی ص 38 329). به سبب انتساب ترکان خاتون مادر سلطان محمد خوارزمشاه و انتساب مادر ازلغ (اوزلاغ )شاه ولیعهد سلطان محمد به طایفة بیات امرای این طایفه در دربار خوارزمشاه صاحب نفوذ و قدرت شدند چنانکه قتلغ خان ] بیاووتی [ در رقابتی که بر سر جانشینی سلطان محمد خوارزمشاه پیش آمده بود به جانبداری ازلغ شاه قصد جان سلطان جلال الدین خوارزمشاه را کرد (همان ص 85 ابن خلدون ج 4 ص 754 اقبال آشتیانی ص 44). با این حال نمی توان قاطعانه بیات را با بیاووت و بایاوت یکی دانست . مجتبی مینوی در تعلیقات خود بر سیرت جلال الدین مینکبرنی (ص 329ـ330) تنها به طرح این سؤال قناعت کرده که آیا ارتباطی بین بیات و بیاووت هست یا نه . بعضی از پژوهشگران در سالهای اخیر تصریح کرده اند که «بایاوت »ها نه از قبایل مغول که همان بیاتهای ترک اند (قفس اوغلی ص 165 پانویس 21).

تاریخ ورود قبیلة بیات به فلات ایران چندان روشن نیست اما از برخی منابع تاریخی برمی آید که این مردم ظاهرا در اوایل قرن پنجم و مقارن حملات غزان و سلجوقیان در فلات ایران پراکنده شده و در مسیر کوچ نظامی خود تا صحاری شام و سواحل مدیترانه پیش رفته اند. در این پیشرویهای پرماجرا گروههایی از این قبیله بتدریج در بعضی نواحی خراسان بزرگ عراق عجم کردستان و لرستان استقرار یافتند. چنانکه خبر انتصاب امیرسنقر بیاتی (مقتول 511) به نیابت حکومت بصره از جانب امیر آق سنقر بخاری اقطاع دار این ولایت از سابقة دراز حضور بیاتها در ایران و عراق عرب حکایت می کند (ابن خلدون ج 4 ص 93). استقرار قبیلة بیات در بعضی نواحی غربی ایران پس از چندی به تشکیل دولت محلی کوچکی در اراضی میان لرستان کوچک و عراق عرب انجامید اما خصومت حاکمان بیات و اتابکان لر سرانجام به انقراض حکومت بیات منجر شد و اتابک شجاع الدین خورشید شاه حاکم لرستان که از دست اندازیهای مکرر ترکان بیات به متصرفات خویش خشمگین بود بر سر آنان تاخت . در نتیجه آخرین حاکم بیات هزیمت یافت و قلمرو او که به ولایت بیات مشهور بود به تصرف سپاه خورشیدشاه درآمد (حمدالله مستوفی 1362ش الف ص 553 معین الدین نطنزی ص 54 ـ 55 بدلیسی ص 60). نام ولایت بیات در قرون بعد نیز در منابع دیده می شود. عطاملک جوینی در نیمة دوم قرن هفتم در گزارش کوتاهی راجع به اشتغالات دیوانی خود در تاریخ جهانگشای از برانداختن باجهای قدیم بلاد تستر و بیات سخن گفته است (ج 1 ص 25). نام ولایت بیات در اواخر قرن هشتم در ردیف نامهای ولایات معتبری چون بغداد عراق عرب خوزستان و لرستان قرار گرفت (شمس منشی ج 2 ص 170ـ171). در قرون بعد نام این ولایت بر حوزة محدودی اطلاق می شد که مشهورترین ناحیة آن قلعة بیات بر سر راه دزفول و عراق عرب بود (نویدی ص 101). نادرشاه هنگامی که از عراق عرب به سوی خوزستان می رفت تا شورش محمدخان بلوچ را سرکوب کند بر سر راه خود در این قلعه توقف کرد (استرآبادی ص 223). ویرانة این قلعه امروزه در کشور عراق برجاست (لسترنج ص 69ـ70).

مشیرالدوله تبریزی (متوفی 1279) در شرح مأموریتش برای تشخیص و تعیین مرزهای ایران و عثمانی «قریة بیات » را از توابع پشتکوه لرستان دانسته و از پراکندگی بیاتها در توابع شوشتر و دزفول خبر داده است (ص 102).

میدان فعالیت سیاسی طوایف بیات در تاریخ ایران محدود به پشتکوه لرستان نبود گروههایی از اینان در جنگهای شیخ ابواسحاق اینجو (متوفی 758) و امیر مبارزالدین محمد مظفری (ح 700ـ 765) شرکت داشتند (وزیری کرمانی ص 384ـ385). در حکومت زندیه نیز بیاتها صاحب نفوذ بودند و مهر علی خان بیات اسلاملو از جمله بزرگان شیراز در زمان کریم خان زند و علی مرادخان زند بود (غفاری کاشانی ص 165 188 191 476). بیاتهای شیراز که تا اوایل قرن چهاردهم در یکی از گذرهای محلة اسحاق بیگ به خریدوفروش اسب اشتغال داشتند احتمالا بازماندگان طوایف چادرنشین بیات فارس بودند که بتدریج از شیوة زندگی پدران خود دست کشیده و یکجانشین شده بودند (فسائی ج 2 ص 919).

جمعی از بیاتها که در پایان مهاجرت طولانی خود به آناطولی و شام رسیده بودند در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم به قره عثمان فرمانروای آق قوینلوها پیوستند و ظاهرا در جنگ وی با امیر چکم والی شام شرکت کردند (طهرانی ص 60 64 65 روملو ج 11 ص 27ـ30). پس از انقراض سلسلة آق قوینلو بسیاری از طوایف تشکیل دهندة آن اتحادیه از جمله طایفة بیات به دولت صفوی پیوستند ( تاریخ قزلباشان ص 8 21ـ29 هینتس ص 96). احتمالا بسیاری از طوایف خاک آناطولی را ترک گفته و به ایران آمده اند اما آثار آنان هنوز در بعضی روستاهای آناطولی و شام برقرار است ( ایرانیکا ذیل ماده ). این گروه از طوایف بیات را بعدها قره بیات نامیدند تا از بیاتهایی که از قبل در ایران می زیستند متمایز شوند. بر همین اساس طوایف بیات ایران را آق بیات یا بیات مطلق می خواندند (قائم مقام ص 403ـ404). ظاهرا تیرة شام بیاتی از تیره های تشکیل دهندة ایل قاجار (خورموجی ص 3) و از بیاتهای شام یا قره بیاتها بوده که پس از استقرار در آزربايجان به طوایف قاجار پیوسته است . بزرگان این طایفه از جمله امرای دربار فتحعلی شاه به شمار می آمدند (قائم مقام همانجا).

پیش از تشکیل دولت صفویه چندین طایفة چادرنشین ترک و مغول در دشتهای قزوین و ری و شهریار به سر می بردند (فریومدی ص 344 اولیاءالله ص 192ـ194 مرعشی ص 44). هر چند نام طوایف بیات در منابع اخیر نیامده است اما به نظر می رسد که این طوایف پیش از دولت صفوی در قسمتهایی از لرستان و عراق عجم سکونت داشته اند. این احتمال از آنجا تقویت می شود که شاه اسماعیل اول (حک : 905ـ930) در همان سالهای نخست سلطنت خود پس از آنکه آزربايجان و شیروان را از تصرف دولت عثمانی خارج کرد و آن نواحی را تحت حکومت خود درآورد جمعی از این طوایف را از عراق ] عجم [ به شابران و دربند تبعید کرد (باکیخانوف ص 93). بعدها بزرگان این طوایف با دربار روسیه پیوند یافتند و در جلب حمایت روسها کوشیدند (همان ص 165).

رؤسای طوایف بیات عراق عجم که ظاهرا بزرگترین گروه از طوایف بیات مطلق یا آق بیات به شمار می آمدند در سالهای سلطنت شاه طهماسب اول (930ـ984) از جمله بزرگان دولت صفوی محسوب می شدند. سلیمان بیگ و برادرش حسن بیگ یوزباشی قورچیان بیات پیش از اینکه به سبب رفاقت با اسماعیل میرزا پسر شاه طهماسب اول مغضوب شوند از امرای بزرگ و مقرب شاه صفوی بودند (نویدی ص 111 تاریخ قزلباشان ص 24). حتی صدماتی که شاه صفوی بر این طوایف وارد آورد مانع از اطاعت و خدمتگزاری آنان نشد. هنگامی که القاص میرزا برادر شورشی شاه طهماسب با حمایت سلیمان قانونی پادشاه عثمانی از عراق عرب تا قم پیش آمد جمعی از طوایف بیات عراق عجم که در حدود قم می زیستند به مقابله با القاص میرزا شتافتند. جنگجویان این طایفه در جنگ مغلوب و به دستور القاص میرزا کلیة اسرای طایفة بیات اعدام شدند ( عالم آرای شاه طهماسب ص 109). طوایف بیات عراق عجم همچنین مدتی در ملازمت و خدمتگزاری سلطان مصطفی میرزا پسر شاه طهماسب بودند. سلطان مصطفی میرزا که از دوستداران سلطنت برادر خود سلطان حیدر میرزا بود پس از قتل برادر به دست هواداران اسماعیل میرزا برادر دیگر خود به امیدنجات به میان طایفة بیات گریخت . حاجی اویس بیگ بیات حاکم طایفه که در ظاهر پذیرای شاهزادة متواری شده بود بازداشت محترمانة او را به قزوین اطلاع داد و پس از ورود شاه اسماعیل دوم (حک : 984ـ 985) به قزوین او را به حضور شاه رسانید (اسکندرمنشی ص 143 منجم یزدی ص 29ـ30 حسینی استرآبادی ص 55). در اوایل سلطنت شاه عباس اول (995ـ 1037) که حکومت قلمرو علیشکر ـ همدان ـ به محمد باقر میرزا پسر خردسال شاه عباس تفویض شد اغورلو سلطان بیات حاکم طایفه بیات و نواحی کزاز و کرهرود به نیابت از او به حکومت همدان رفت . اما شاهوردی خان لر حاکم لرستان کوچک که از مدتها قبل قصد تصرف بعضی مناطق تابعة همدان را داشت قلت یاران اغورلوسلطان را مغتنم شمرد و به بروجرد مقر او حمله برد. در این جنگ اغورلو سلطان کشته شد و لشکریان بیات متفرق شدند. تا اینکه شاه عباس خود به جنگ شاهوردی خان رفت و پس از شکست دادن او متوجه ایل بیات شد و کلیة مناصب موروثی اغورلو سلطان را به برادر او شاهقلی سلطان بیات تفویض کرد. وی که از تأخیر ایل بیات در امداد به اغورلو سلطان خشمگین بود به خواهش شاهقلی سلطان از مجازات ایل بیات درگذشت و پس از دریافت سه هزار تومان پول و سه هزار کره اسب بیاتی نژاد که همواره مورد توجه قزلباشان بود به قزوین بازگشت (اسکندرمنشی ص 352ـ353 بدلیسی ص 81ـ82 تاریخ قزلباشان همانجا).

گروهی از طوایف بیات دو قرن بعد به آقامحمدخان قاجار (حک : 1210ـ1211) پیوستند و سرانشان در زمرة بزرگان دربار قاجار درآمدند (سپهر ص 26 وکیلی طباطبائی تبریزی ص 373). یکی از مشهورترین بزرگان این طایفه که در عهد ناصرالدین شاه (1264ـ1313) می زیست علینقی خان بیات ملقب به نظام لشکر و صمصام الملک است که از مالکان بزرگ ایران و سرکردة یکی از افواج نظامی آن روزگار بود. فرزندانش به نامهای ذوالفقارخان (صمصام الملک ) و عباسقلی خان (سهم الملک ) همانند پدرشان از بزرگان آن سامان به شمار می آمدند (اعتمادالسلطنه 1367 ش ج 2 ص 1615 وکیلی طباطبائی تبریزی ص 388 453). مرتضی قلی خان بیات * ملقب به سهام السلطان که بارها به وکالت مجلس شورای ملی و یکی دو بار به وزارت و صدارت رسید پسر عباسقلی خان است (بامداد ج 4 ص 69). امروزه تمامی طوایف بیات عراق عجم در محال کزاز و کرهرود و بعضی دیگر از روستاهای اراک سکونت دارند و به زراعت و دامداری روزگار می گذرانند (وکیلی طباطبائی تبریزی ص 388). گروهی دیگر از طوایف بیات که در ماکو به سر می برند از اواخر سلطنت شاه عباس اول در این سامان استقرار یافته اند (اسکندرمنشی ص 793 فرامین فارسی ماتناداران ج 2 ص 507) و یا اینکه در اوایل سلطنت شاه عباس دوم (1052ـ1077) از ایروان به ماکو آمده اند. ریاست این مردم با مصطفی بیگ بیات جد حکام موروثی ماکو بود (نصرت ماکوئی ص 3ـ48). فرزندزادگان مصطفی بیگ در سلطنت قاجاریه و بویژه در صدارت حاج میرزا آقاسی (متوفی 1265) که خود از اعضای طایفة بیات ایروان بود حکومت چندین ناحیه از ایران را در دست گرفتند ( رجوع کنید به همان ص 16ـ 18). شاه عباس دوم در اواخر سلطنت گروههایی از طوایف ترک بیات منطقة قره باغ را به همراه طوایف دیگر به گرجستان انتقال داد. اینان اغلب در اطراف قلعه های اسلام آباد و شاه آباد و نصرت آباد که خود بنا کرده بودند اسکان یافتند. خصومت مذهبی و ستیزه جویی ترکان مهاجر سرانجام سبب جنگ میان آنان و گرجیان شد که در پی آن جمع کثیری از مهاجران ترک به قتل رسیدند (وحید قزوینی ص 288ـ289).

گروهی دیگر از طوایف بیات در کردستان عراق عرب سکونت داشتند که شاه طهماسب دوم (حک : 1135ـ 1145) بسیاری از آنان را به حوالی تهران و ساوجبلاغ کرج تبعید کرد (حکیم ص 757). در 1144 نیز نادرشاه که هنوز وکیل السلطنة شاه طهماسب دوم بود پس از اینکه کرکوک را به تصرف در آورد گروهی دیگر از این مردم را به خراسان تبعید کرد. اینان به روایتی به هرات رفتند و به روایت دیگر به طوایف بیات نیشابور پیوستند (استرآبادی ص 193 مروی ج 1 ص 254). طوایف بیات منطقة کرکوک در اوایل قرن حاضر مشتمل بر هفت طایفه بودند که در بیست و چند روستا نزدیک جبل حمرین و قره تپه به سر می بردند (ادموندز ص 303). نادرشاه همچنین در دورة سلطنت خود گروههایی از طوایف بیات و افشار و جوانشیر و شاهسون و بختیاری را به افغانستان تبعید کرد. اغلب اینان که در کابل اسکان یافتند با عنوان عمومی قزلباش نامیده می شدند. بزرگان این مردم تا سالهای سلطنت امیر عبدالرحمان خان عهده دار بعضی مناصب و مقامات مهم اداری و لشکری افغانستان بودند (فیض محمد ص 143ـ144). محلة قزلباش کابل یادگاری از همین مردم است .

گروه دیگر از طوایف بیات ایران که قدمت و سابقة حضور آنان در ایران به قبل از قرن دهم می رسد طوایف بیات نیشابورند که به قره بیات شهرت داشتند. وجه تسمیة قره بیاتها و تاریخ دقیق ورود آنها به خراسان روشن نیست . تشابه عنوان این طوایف با قره بیاتهای شامی این گمان را تقویت می کند که اینان احتمالا شعبه ای از قره بیاتهای شام بوده اند که پیش از قرن دهم به خراسان مهاجرت کرده اند. اما دلیل روشنی برصحت این مدعا در دست نیست تنها احتمال قابل اعتنا اخبار مهاجرت اجباری قره تاتارهای آناطولی است که در آغاز قرن نهم به دستور تیمور لنگ به سوی خراسان و ترکستان حرکت کرده بودند. گروههایی از این مردم هنگام مهاجرت از صفوف مهاجران گریختند و در گوشه و کنار مسیر مهاجرت پنهان شدند. اگر چه دربارة تاریخ ورود این طوایف به خراسان خبری در دست نیست اما از آنجا که اسکندر منشی این طوایف را در شمار طوایف جغتایی آورده است (ص 794) می توان گمان کرد که اینان نیز همانند گرایلیها و جلایرها و جمشیدیها پس از حملات مغولان به خراسان آمده باشند. شهرت و اعتبار این طایفه از سالهای آخر قرن دهم و مقارن اوایل سلطنت شاه عباس آغاز شد و تا اوایل قرن سیزدهم ادامه یافت . در سال 1000 قره بیاتها که از دو سه سال قبل پیشرویهای ازبکان را متوقف کرده و مانع سقوط تعدادی از شهرهای خراسان شده بودند سرانجام تسلیم قوای عبدالمؤمن خان ازبک شدند و بسیاری از بزرگانشان از جمله محمود سلطان پسر باباالیاس به قتل رسیدند اما سال بعد صفویان نواحی اشغالی خراسان را از دست ازبکان خارج ساختند. شاه عباس در ازای خدمات قره بیاتها املاک بزرگان بیات نیشابور را از جمیع مالیاتها معاف کرد و محمد سلطان پسر دیگر بابا الیاس را به حکومت اسفراین گماشت . حکومت اولاد باباالیاس به نیشابور هم کشیده شد و تا پایان سلطنت شاه عباس اول ادامه یافت (همان ص 333 337ـ339 794). طوایف بیات نیشابور در سالهای قدرت نمایی و سلطنت نادرشاه افشار (1148ـ1160) در اغلب جنگهای او شرکت داشتند و حکومت موروثی خوانین بیات بر نیشابور که تا اواسط سلطنت فتحعلی شاه (1212ـ 1250) ادامه یافت در همین سالها شکل گرفت (مروی ج 1 ص 81 109 ج 3 ص 961 1134). پس از قتل نادرشاه بعضی از رؤسای طوایف قره بیات نیشابور با استفاده از فرصت به دست آمده به قدرت نمایی پرداختند و به مقامات و مناصب عالی اداری و لشکری دست یافتند از جملة آنان صالح خان بیات بود که در 1160 از سوی عادلشاه افشار به حکومت فارس منصوب شده بود. وی تا 1168 که به دست شیخعلی خان زند کشته شد به همراه هاشم خان بیات سرکردة فوج بیات شیراز و حاکم فارس تا استقرار قطعی دولت کریم خان زند از جمله عوامل اصلی بحران و ناآرامی اوضاع و احوال فارس بود (مرعشی صفوی ص 121 کلانتر ص 48 فسائی ج 1 ص 583 ـ596). در سلطنت کوتاه مدت سید محمد صفوی متولی آستان قدس رضوی طایفة قره بیات نیشابور متحد او بود و صالح خان بیات با حفظ سمت عهده دار قورچی باشیگری و حاجی سیف الدین خان بیات نایب او بود (مرعشی صفوی ص 131). این طایفه در دفع حملات احمدخان ابدالی پادشاه افغانستان به نیشابور کوشید اما سرانجام در 1164 احمدخان بر نیشابور دست یافت و گروهی از طوایف بیات را به غزنه تبعید کرد (غبار ص 363). بازماندگان این مردم دست کم تا سالهای پایانی سدة سیزدهم در آن نواحی به سر می بردند (ریاضی ص 67 139). حکومت منطقة نیشابور در طول سلطنت شاهرخ افشار و آقامحمدخان و فتحعلی شاه قاجار در اختیار اولاد حسن خان بیات سردار معروف نادرشاه بود. عباسقلی خان بیات مختاری پسر حسن خان و جعفرخان پسر عباسقلی خان و علیقلی خان پسرجعفرخان تا اوایل سلطنت فتحعلی شاه به ترتیب حاکم نیشابور بودند. پس از شکست شورش علیقلی خان بیات و استقرار قدرت فتحعلی شاه در خراسان حکومت نیشابور از دست این خاندان خارج شد و پس از آن نفوذ و قدرت طایفة بیات نیشابور رو به کاستی نهاد و بتدریج از صحنة سیاسی و نظامی خراسان حذف شد. طوایف بیات نیشابور در قرنهای دوازدهم سیزدهم و چهاردهم بتدریج در روستاهای بلوک سرولایت و خرو اسکان یافتند و به زراعت و دامداری مشغول شدند (گلستانه ص 69 ـ71 75 طرب نایینی ص 107ـ 108 حکیم ص 757ـ 758 اعتمادالسلطنه 1362ـ1363 ش ج 3 ص 91 بامداد ج 1 ص 233ـ234 ج 5 ص 132ـ 135 ییت ص 343ـ344). یکی از آخرین قدرت نماییهای بزرگان بیات نیشابور شورش امام وردی خان بیات و پسرانش بود. وی که در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه به حکومت نیشابور منصوب شده بود به حسن خان سالار بار پیوست و در جنگهای او با قوای دولتی شرکت جست . پس از پیروزیهای سلطان مراد میرزا حسام السلطنه بر قوای حسن خان سالار بار امام وردی خان از حسن خان جدا شد و شهر نیشابور را تسلیم حسام السلطنه کرد. وی در 1267 بر حاکم شهر یاغی شد و به اتفاق پسرانش در قلعه های حسین آباد و توزنده جان متحصن گردید اما شورش وی در هم شکست و قلاع حسین آباد و توزنده جان ویران شد (سپهر ج 3 ص 47 138).

تا همین اواخر چندین تیره و طایفه چادرنشین بیات در میان ایلات خمسه و قشقایی فارس و همچنین در میان ترکمنهای شمال ایران به سر می بردند (فیلد ص 256 264 کیهان ج 3 ص 80 376 پیمان ص 221 224 233 کتابچة نفوس استرآباد ص 238). غیر از این مردم هزاران خاندان شهری و روستایی دیگر در زنجان و تهران و کرج و شیراز و زرند و کرمان و مشهد و نیشابور و اراک و نهاوند و دیگر شهرهای ایران به سر می برند که با عنوان خانوادگی بیات شناخته می شوند.

منابع : ابن خلدون العبر: تاریخ ابن خلدون ترجمة عبدالمحمد آیتی تهران 1363ـ1370 ش سیسیل جان ادموندز کردها ترکها عربها ترجمة ابراهیم یونسی تهران 1367 ش محمدمهدی بن محمد نصیراسترآبادی جهانگشای نادری چاپ عبدالله انوار تهران 1341 ش اسکندرمنشی تاریخ عالم آرای عباسی چاپ اسماعیل برادران شاهرودی تهران 1364 ش محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه مرآة البلدان چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث تهران 1367 ش همو مطلع الشمس چاپ سنگی تهران 1301ـ1303 چاپ تیمور برهان لیمودهی چاپ افست تهران 1362 ـ1363 ش عباس اقبال آشتیانی تاریخ مغول : ازحملة چنگیز تا تشکیل دولت تیموری تهران 1364 ش اسماعیل حقی اوزون چارشیلی تاریخ عثمانی ترجمة ایرج نوبخت تهران 1368ـ1370 ش محمدبن حسن اولیاءالله تاریخ رویان چاپ منوچهر ستوده تهران 1348 ش عباسقلی آقا باکیخانوف گلستان ارم چاپ عبدالکریم علیزاده ... ] و دیگران [ باکو 1970 مهدی بامداد شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری تهران 1357 ش شرف الدین بن شمس الدین بدلیسی شرفنامه : تاریخ مفصل کردستان چاپ محمد عباسی چاپ افست تهران 1343 ش حبیب الله پیمان توصیف و تحلیلی از ساختمان اقتصادی اجتماعی و فرهنگی ایل قشقایی تهران 1347 ش تاریخ قزلباشان چاپ میرهاشم محدث تهران 1361 ش عطاملک بن محمد جوینی کتاب تاریخ جهانگشای چاپ محمدبن عبدالوهاب قزوینی لیدن 1329ـ 1355/ 1911ـ1937 چاپ افست تهران ] بی تا. [ حسن بن مرتضی حسینی استرآبادی تاریخ سلطانی : از شیخ صفی تا شاه صفی چاپ احسان اشراقی تهران 1364 ش محمدتقی حکیم گنج دانش : جغرافیای تاریخی شهرهای ایران چاپ محمدعلی صوتی و جمشید کیانفر تهران 1366 ش حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی تاریخ گزیده چاپ عبدالحسین نوائی تهران 1362 ش الف همو کتاب نزهة القلوب چاپ گی لسترنج لیدن 1915 چاپ افست تهران 1362 ش ب محمدجعفربن محمدعلی خورموجی حقایق الاخبار ناصری چاپ حسین خدیوجم تهران 1363 ش رشیدالدین فضل الله جامع التواریخ چاپ بهمن کریمی تهران 1338 ش حسن روملو احسن التواریخ چاپ عبدالحسین نوائی ج 11 تهران 1349 ش ج 12 تهران 1357 ش محمدیوسف ریاضی عین الوقایع : تاریخ افغانستان در سالهای 1207ـ1324 ق چاپ محمدآصف فکرت هروی تهران 1369 ش محمدتقی سپهر ناسخ التواریخ چاپ جهانگیر قائم مقامی تهران 1337 ش محمدبن هندوشاه شمس منشی دستورالکاتب فی تعیین المراتب چاپ عبدالکریم علی اوغلی علیزاده مسکو 1964ـ1976 محمدجعفربن محمدحسین طرب نایینی جامع جعفری چاپ ایرج افشار تهران 1353 ش ابوبکر طهرانی کتاب دیاربکریه چاپ نجاتی لوغال و فاروق سومر تهران 1356 ش عالم آرای شاه طهماسب چاپ ایرج افشار تهران 1370 ش غلام محمدغبار افغانستان در مسیرتاریخ قم 1359 ش ابوالحسن غفاری کاشانی گلشن مراد چاپ غلامرضا طباطبایی مجد تهران 1369 ش فرامین فارسی ماتناداران ایروان 1956 غیاث الدین فریومدی ذیل مجمع الانساب شبانکاره ای چاپ میرهاشم محدث تهران 1363 ش حسن بن حسن فسائی فارسنامة ناصری چاپ منصور رستگار فسائی تهران 1367 ش فیض محمد نژادنامة افغان مقدمه تحشیه و تعلیقه از کاظم یزدانی چاپ عزیزالله رحیمی قم 1372 ش هنری فیلد مردم شناسی ایران ترجمة عبدالله فریار تهران 1343 ش ابوالقاسم بن عیسی قائم مقام منشات قائم مقام فراهانی چاپ بدرالدین یغمایی تهران 1366 ش ابراهیم قفس اوغلی تاریخ دولت خوارزمشاهیان ترجمة داود اصفهانیان تهران 1367 ش محمودبن حسین کاشغری نامها و صفتها و ضمیرها و پسوندهای دیوان لغات الترک ترجمه و تنظیم و ترتیب الفبائی محمد دبیرسیاقی تهران 1375 ش کتابچة نفوس استرآباد در سال 1296 هجری قمری در گرگان نامه به کوشش مسیح ذبیحی چاپ ایرج افشار تهران 1363 ش محمدبن ابوالقاسم کلانتر روزنامه میرزامحمد کلانتر فارس شامل وقایع قسمتهای جنوبی ایران از سال 1142ـ 1199 هجری قمری چاپ عباس اقبال آشتیانی تهران 1362 ش مسعود کیهان جغرافیای مفصل ایران تهران 1310ـ1311 ش ابوالحسن بن محمدامین گلستانه مجمل التواریخ چاپ مدرس رضوی تهران 1356 ش گی لسترنج جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ترجمة محمود عرفان تهران 1364 ش ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی تاریخ طبرستان و رویان و مازندران چاپ محمدحسین تسبیحی تهران 1345 ش محمدخلیل بن داود مرعشی صفوی مجمع التواریخ چاپ عباس اقبال آشتیانی تهران 1362 ش محمدکاظم مروی عالم آرای نادری چاپ محمدامین ریاحی تهران 1364 ش جعفربن محمدتقی مشیرالدوله تبریزی رسالة تحقیقات سرحدیه چاپ محمد مشیری تهران 1348 ش معین الدین نطنزی منتخب التواریخ معینی چاپ ژان اوبن تهران 1336 ش جلال الدین محمد منجم یزدی تاریخ عباسی یا روزنامة ملا جلال چاپ سیف الله وحیدنیا تهران 1366 ش محمدبن احمد نسوی سیرت جلال الدین مینکبرنی چاپ مجتبی مینوی تهران 1365 ش محمدرحیم نصرت ماکوئی تاریخ انقلاب آزربايجان و خوانین ماکو قم 1373 زین العابدین عبدالمؤمن نویدی تکملة الاخبار : تاریخ صفویه از آغاز تا 978 هجری قمری چاپ عبدالحسین نوائی تهران 1369 ش محمدطاهربن حسین وحید قزوینی عباسنامه یا شرح زندگانی 22 سالة شاه عباس ثانی ( 1052ـ1073 ) چاپ ابراهیم دهگان اراک 1329 ش احمدعلی وزیری کرمانی تاریخ کرمان چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی تهران 1352 ش رضاوکیلی طباطبائی تبریزی تاریخ عراق ( اراک ) چاپ منوچهر ستوده در فرهنگ ایران زمین ج 14 (1345ـ1346 ش ) والتر هینتس تشکیل دولت ملی در ایران : حکومت آق قوینلو و ظهور دولت صفوی ترجمة کیکاووس جهانداری تهران 1361 ش چارلز ادوارد ییت خراسان و سیستان ترجمة قدرت الله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری تهران 1365 ش Encyclopaedia Iranica، s.v. "Baya ¦t" (by G. Doerfer)

/ علی پورصفر قصابی نژاد/


Tuesday, August 07, 2007




پايان نامه هاي تركولوژي (تركي شناسي) ايران

سٶزوموز

مئهران باهاري

در ايران زبان اكثريت مردم يعني تركي نه تنها رسمي و دولتي نيست، بلكه در معرض تبعيض و تضييقات رسمي و دولتي قرار دارد، هيچ موسسه آموزشي و رسانه عمومي بدين زبان وجود ندارد و طبيعتا از هيچگونه مركز و نهاد رسمي تحقيقاتي و آكادميك براي بررسي و تفحص و حفظ زبان، فرهنگ، ادبيات و ميراث هنري، علمي، تاريخي ملت ترك در اين كشور نيز خبري نيست. از اينرو در اين كشور در باره تركولوژي و لهجه شناسي تركي و ديگر مسائل مربوطه نيز آثار علمي و تحقيقات آكادميك پيگير و قابل ملاحظه اي انجام نگرفته است.

با اينهمه با رشد خودآگاهي و شعور ملي ترك در سراسر مناطق ترك نشين در ايران و نيز افزايش رغبت عمومي به زبان و ادبيات تركي بويژه در ميان نسل جوان ترك و غير ترك ما شاهد تعداد روزافزون پايان نامه ها و تحقيقات دانشجويان در مورد مسائل تركان ايران مي باشيم. اين اقدامات اوليه هرچند پراكنده بوده و داراي كاستيها و نقصانهائي نيز باشند اما بي شك مي بايست به عنوان مطلع علم و شاخه مستقل تركولوژي ايراني بشمار آيند.

در زير نمونه اي از اين پاياننامه هاي هدايت شده و تحقيقات در باره زبانشناسي تركي، لهجه شناسي تركي و توركيسمها در زبان فارسي آورده شده است. نكته اي كه مي بايست بر آن تاكيد كرد اين است كه داده هاي اين گونه پاياننامه ها در باره لهجه هاي گوناگون زبان تركي در آزربايجان جنوبي، قاشقاي يورد و افشاريورد، بويژه از دو سه جنبه "واژگان"، "دستور زبان" و "امثال و حكم" مي بايست در لغتنامه هاي تركي، كتب دستور زبان تركي و كتبي كه در باره امثال و حكم تركي تاليف مي شوند وارد شوند و مخصوصا واژگان اصيل تركي موجود در اين لهجه ها و همچنين قواعد دستور زباني خاص اين لجهه ها مي بايد به طور وسيع در زبان نوشتاري و ادبي فراگير و فرالهجه اي تركي در ايران كه در حال شكل گيري و قوام است بكار روند.

---------------------------------------------------------------------------------------
توصيف زبان شناختي گويش تركي بن- شمال غربي شهركرد٬ چهارمحال وبختياري [لرستان]

تحصيلات تکميلي
نام و نام خانوادگي : رضا هاشمي بني
دانشكده : ادبيات و علوم انساني- دانشگاه اصفهان
استاد راهنما : دکتر سعيد کتابي
تاريخ دفاع : 2/8/79
رشته و گرايش : زبان شناسي همگاني
استاد مشاور : دکتر ساسان سپنتا
http://www.ui.ac.ir/grd-sts/abstracts/ltr/seven12.htm

چكيده

گويش تركي بن يكي از گويشهاي متنوع زبان تركي است كه در شهر بن، در 27 كيلومتري شمال غربي شهركرد، مركز استان چهارمحال و بختياري به آن تكلم مي شود. "توصيف زبان شناختي گويش تركي بن" شامل بررسي آوايي، واجي، ساختواژي و نحوي گويش تركي بن و مقايسه آن با موارد مشابه در زبان تركي استانبولي در طي نه فصل و يك ضميمه مي باشد.

چون هدف، بررسي تفاوتها و شباهتها در بخش اوايي، واجي، ساختواژي و دستوري گويش تركي بن با زبان تركي استانبولي بوده است و چون توصيف مناسبي از زبان تركي استانبولي در دسترس نبود، ابتدا بر اساس منابع و كتب و خود آموزهايي كه براي اموزش زبان تركي استانبولي نگاشته شده بود، توصيفات بخش واجي، ساختواژي و دستوري انجام شده و سپس مقايسه آن با توصيف گويش تركي بن انجام پذيرفت. در مورد گويش تركي بن نيز با گويشوران مختلف مصاحبه شده و توليدات زباني آنها در نوار كاست ضبط و سپس به بررسي تركيب واجها، تكواژها و كلمات و جمله ها پرداخته شد.

در تجزيه و تحليل ابتدا آوانويسي نمونه هاي گفتاري انجام شده تا مشخصات واجي كه در تشخيص تكواژها كاربرد دارند، مشخص گردند. در بخش صرف، چگونگي پيوند تكواژها و ايجاد واژه ها مورد بررسي واقع شده است. در بخش نحو، چگونگي تركيب واژه ها براي ايجاد ساختهاي بزرگتر مثل گروه، بند، جمله مورد بررسي قرار گرفته و در بررسي نحو دستور ساختگرايي مقوله و ميزان كه توسط هاليدي انجام شده، مبناي كار بوده است. در بخش واژگان، براي يافتن معناي دقيق واژه هاي گويش مقابله اي از واژه هاي گويش تركي بن و زبان تركي استانبولي صورت گرفته و از اين طريق تفاوتهاي واژگاني بين گويش و زبان تركي استانبولي مشخص شده است.

امثال و حكم مورد استفاده مردم بن و نيز اشعاري از يكي از شعراي معاصر نيز جهت آشنايي با ادبيات شفاهي اين گويش در فصل 9 آمده است.
---------------------------------------------------------------------------------------
بررسي گويش تركي بجنوردي- شمال خراسان [افشاريورد]

ندا هدايت؛
به راهنمايي: لطف‌الله يارمحمدي
210 صفحه، جدول، نمودار، نقشه، كتابنامه
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه شيراز، 1375
http://dbase.irandoc.ac.ir/00049/00049209.htm

هدف اين پايان‌نامه بررسي ويژگيهاي يكي از گويشهاي تركي است. اين گويش در شهر بجنورد كه در شمال خراسان واقع شده است و حدود 130000 نفر جمعيت دارد، صحبت‌مي‌شود. اكثريت اهالي مسن اين شهر به اين گويش سخن مي‌گويند. اين رساله اولين گام در راه توصيف و تجزيه و تحليل سطوح مختلف اين گويش بشمار مي‌آيد. در آغاز به معرفي جامعهء زباني و تاريخ و جغرافياي محل، روش كار، شيوهء جمع‌آوري اطلاعات و تجزيه و تحليل آنها پرداخته شده است. سپس نظام آوايي، ساخت واژه و نحو گويش مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. در اين راستا حالات مختلف اسم، ساختمان صرفي فعل، ساخت واژه، اجزاء كلام، روساخت جملات و انواع گوناگون جمله براساس نقش آنها بررسي و توصيف شده است.

در پايان، فهرستي از واژه‌هاي اصيل گويش تركي بجنوردي تهيه، به ترتيب حروف الفباي انگليسي تنظيم و آوانگاري شده است.

واژه/ نحو/ گويش تركي/ بجنورد/ آوانگاري
Word/ Syntax/ Turkish Dialect/ Bojnurd/ Transliteration
Serial no: 00049209 == Call No. : 07664
---------------------------------------------------------------------------------------
توصيف و بررسي گويش تركي كلات نادر [افشاريورد]

حسن‌زاده‌ كبودگنبدي، عبدالرضا
به راهنمائي: محمودرضا دستغيب بهشتي
140 صفحه، تصوير، جدول، واژه‌نامه، كتابنامه
پايان نامه (كارشناسي‌ارشد) -- دانشگاه شيراز، شيراز، 1375
مشهد شمال شرقي خراسان
http://dbase.irandoc.ac.ir/00049/00049761.htm

هدف اين پايان‌نامه تحليل گويش تركي كلات نادر بوده است. اين گويش يكي از گويش‌هاي تركي شمال شرقي خراسان است. براي نيل به اين هدف تعدادي از گويشوران محلي در محدوده جغرافيائي مشخص شده در فصل اول انتخاب شدند. هر يك از اين گويش‌وران به يكي از طبقات كاسب، كشاورز، كارمند، كارگر شهري و دامدار تعلق داشتند. لازم به يادآوري است كه نگارنده خود نيز گويشور اين گويش است و حدود سي سال را در منطقه كلات نادر اقامت داشته است. اين تحقيق با گردآوري بيش از 2100 واژه، 300 عبارت و جمله و 250 مورد صرف فعل و تعدادي داستان و گفتگو از گويش تركي كلات نادر آغاز شد كه با استفاده از آنها توصيف ابعاد مختلفي از قبيل سيستم آوائي، ساختمان فعل نحو و ويژگيهاي فراصوتي مورد تحليل قرار گرفت.

اين تحقيق نشان داد كه گويش تركي كلات نادر ويژگيهاي مهمي را داراست كه آن را به عنوان گويش مستقل در منطقه جغرافيائي شمال شرقي خراسان مي‌توان محسوب كرد. مهمترين ويژگيها: 1 - بر خلاف نظريه زبانشناس معروف استوني، ف. ويدرمان (Wiedermaen 1838) از چهارده ويژگي كه ايشان ادعا نموده است باعث تمايز ميان زبانهاي اورال آلتاييك از زبانهاي هند و اروپائي مي‌گردد، سه ويژگي زير به هيچ عنوان با ادعاي وي همخواني ندارد. الف - براي حركت منفي در اين گويش فعل مخصوصي وجود ندارد. ب - براي سئوال پسوند بخصوصي وجود ندارد. پ - به جاي حرف ربط از اشكال فعل استفاده نمي‌گردد، زيرا حرف ربط از زبان فارسي وارد اين گويش شده است. 2 - كلمات از آخر تكامل و توسعه پيدا مي‌كنند، بنابراين در اين گويش پيشوندي وجود ندارد. 3 - به جهت هماهنگي و سهولت گفتار واكه بخشي از كلمه با واكه قسمت ديگر هماهنگ مي‌گردد. 4 - گردي و گستردگي لب‌ها هر دو براي توصيف واكه‌ها ضروري‌اند. چون در اين گويش آواهائي وجود دارند كه پيشين و گرد هستند. 5 - بر خلاف زبانهاي هند و اروپائي هر بخش از فعل معني بخصوصي را داراست.

كلات نادر (مشهد)/ مشهد/ گويش تركي/ سيستم آوايي/ فراصوت
Kalat-e-Nader/ Mashhad/ Turkish Dialect/ Sound System
Serial no: 00049761 == Call No. : 08370
---------------------------------------------------------------------------------------
بررسي گويش تركي قره بلاغي - فسا استان فارس [قاشقاي يورد]

علي فياضي؛
به راهنمايي: لطف‌الله يارمحمدي
157 صفحه،جدول،نقشه،كتابنامه
پايان نامه (كارشناسي‌ارشد) -- دانشگاه شيراز، 1374
http://dbase.irandoc.ac.ir/00047/00047327.htm

هدف اين پايان‌نامه توصيف و تجزيه و تحليل سطوح مختلف يكي از گويشهاي تركي مي‌باشد. اين گويش در منطقه‌اي از بخش ششده قره بلاغ شهرستان فسا كه در قسمت مركزي استان فارس واقع شده است - توسط گروه زيادي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. دراين بررسي كه اولين تحقيق مكتوب در گويش قره بلاغي است، پس از معرفي جامعه زباني، موقعيت جغرافيايي و تاريخي محل، ساختمان گويش در ابعاد مختلف از قبيل دستگاه صوتي، طبقه‌بندي اجزاء كلام و ساختمان صرفي فعل در وجوه امري، اخباري و التزامي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. ساختار جمله و عبارات سازنده آن در قالب قوانين ساخت سازه‌اي و نمايش آنها در نمودار درختي، تطابق فعل و فاعل و انواع متفاوت جمله از نظر ايفاي نقش بطور خلاصه مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.

در فصل پاياني اين رساله مجموعه‌اي از واژه‌هاي اصيل تركي قره بلاغ به ترتيب حروف الفباي انگليسي ارائه و آوانويسي شده است.

فعل/ واژگان/ قره بلاغ (فسا)/ گويش تركي قره بلاغي/ فسا (فارس)/ ششده (قره بلاغ فسا)
Verb/ Vocabulary/ Gharabolagh/ Turkish Dialect of Gharabolagh/ Fasa/ Sheshdeh-Gharabolagh
Serial no: 00047327 == Call No. : 04499
---------------------------------------------------------------------------------------
بررسي گويش تركي قشقايي [قاشقاي يورد]

حميدرضا جهانديده؛
به راهنمايي: لطف‌الله يارمحمدي
211 صفحه، جدول، كتابنامه
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه شيراز، 1377

هدف اين پايان‌نامه توصيف يكي از گويشهاي منشعب از تركي است. اين گويش توسط مردم ايل قشقائي صحبت ميشود. قشقائي‌ها در استانهاي جنوبي كشور از جمله فارس، بوشهر، كهگيلويه و بويراحمد، خوزستان، اصفهان و چهار محال‌ بختياري ساكن هستند. آخرين آمار سرشماري عشاير كوچنده نشان ميدهد كه تنها 80357 نفر به صورت ايلي زندگي ميكنند و بقيه قشقائي‌ها كه روزگاري يكي از پرجمعيت‌ترين ايلهاي كشور بوده است در شهرها يا روستاهاي استانهاي ذكر شده به زندگي اشتغال دارند. بر اساس نرخ رشد جمعيت در ايران ميتوان تخمين زد كه قشقايي زبانان كنوني بيش از دو ميليون نفر باشند. اين رساله اولين گام جهت بررسي و توصيف گويش ايل قشقايي است. در اين راستا مختصري از جامعه زباني ايل، تاريخ و جغرافيا، خاستگاه و منابع درآمد ايل بحث شده است. در ادامه نظام آوائي، ساخت واژه و نحو اين گويش مورد تجزيه و تحليل واقع شده است. در نظام آوايي از زوجهاي كمينه براي تشخيص واجها استفاده شده است. بعلاوه قواعد آوائي متعددي نيز در رساله ارائه شده است. در ساخت واژه از تصريف، اشتقاق و وندهاي آن و حالتهاي مختلف اسم و فعل سخن به ميان مي‌آيد. در نحو تنها در روساخت جملات، انواع مختلف جمله و واژه مورد بحث واقع شده است.

در پايان فهرستي از واژگان اصيل تركي قشقائي با معادل انگليسي آنها ارائه شده است كه واژگان بر حسب ترتيب الفباي انگليسي تنظيم شده‌اند.

هجا/ گويش/ گويش تركي قشقايي
Serial no: 00060511 == Call No. : 21954
Syllable/ Dialect/ Ghashghai Turkish Dialect
---------------------------------------------------------------------------------------
مطالعه لهجه تركي قشقايي از ديدگاه جامعه‌شناسي زبان [قاشقاي يورد]

علي كاظمي؛
به راهنمايي: محمدحسين كشاورز.
93صفحه،جدول،نمودار،كتابنامه
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه تربيت مدرس، 1375
http://dbase.irandoc.ac.ir/00048/00048536.htm

هدف مطالعه حاضر بررسي تاثير پارامترهاي اجتماعي بر استفاده تركي قشقايي در موقعيتهاي كلامي مختلف بوده است. اطلاعات مطالعه از نمونه‌اي مشتمل بر 72 نفر از گويشوران تركي قشقايي بدست آمده است. نمونه مذكور به تعداد مساوي از بين جنسيتهاي مذكر و مونث و از رده‌هاي تحصيلي و سني مختلف انتخاب شد. با آنها در 4 موقعيت كلامي متفاوت مصاحبه بعمل آمد. از جمله جنبه‌هاي متعدد تركي قشقايي، 4 متغير و آوايي مورد بررسي قرار گرفت. هدف مطالعه به قرار زير بوده است. الف :تعيين دقيق تاثير پارامترهاي اجتماعي مانند جنسيت، سن، تحصيل و موقعيت صحبت بر استفاده تركي قشقايي. ب :استفاده از اطلاعات مربوط به جامعه شناسي زبان در مطالعه حاضر به منظور تبيين حقايقي در مورد تغيير پذيري در تركي قشقايي. از ديد جامعه شناسي زبان، نتيجه چنين بود كه در مقايسه با افراد مونث، افراد مذكر توجه كمتري به صحبت خود مبذول مي‌كنند و در نتيجه ميزان رسميت در صحبت آنها كمتر است. بر اساس اطلاعات بدست آمده، صحبت نوجوانان نسبت به بزرگسالان رسمي تر است، اما تفاوت بين آنها چندان قابل ملاحظه نيست. از لحاظ زبانشناسي، روشن شد كه تغيير پذيري در تركي قشقايي كاملا نظام مند است و استفاده از قوانين آوايي مبتني بر اصل سهولت اداي كلمات مي باشد.

زبان/ جامعه شناسي زبان/ لهجه/ تركي قشقايي/ جامعه شناسي
Language/ Sociolinguistics/ Accent/ Ghashghaee Turkish/ Sociology
---------------------------------------------------------------------------------------
بررسي ساختواژي گويش تركي بهار همدان [آزربايجان جنوبي]

عاصي، مصطفي٬
s-m-assi@rose.ipm.ac.ir
رشته اصلي : علوم انساني٬ رشته تحصيلي : زبانشناسي٬ نشاني محل كار : آدرس محل كار، تهران; خيابان شريعتي - زرگنده - خيابان عطاري مقدم - كوچه قرباني - شماره 1.

آشنايي با زبانها : آشنائي با زبانهاي انگليسي، آلماني٬ دكترا: زبانشناسي--دانشگاه اكستر - انگلستان، 1368
سوابق اشتغال : دانشگاه تهران٬ پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي – تهران٬ فرهنگستان زبان ايران
---------------------------------------------------------------------------------------
مقايسه نظام آوائي گويش تبريز با خلخال [آزربايجان جنوبي]

ارشد فتاحي؛
به راهنمايي: محمد ضياءحسيني.
183 صفحه، جدول، نمودار، نقشه، پرسشنامه، كتابنامه
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه علامه طباطبائي، 1375

اين پايان‌نامه در چهار فصل تدوين شده است كه فصل اول درباره موقعيت جغرافيايي، تنوع زباني و ويژگيهاي انساني شهرستان خلخال و تاريخ مطالعات تركي آذري و زبان تركي مطالبي را در خود دارد. و نيز نظرات و بررسيهاي زبان‌شناسان مختلف و به خصوص انديشمندان ايراني را مرور مي‌كند. فصل دوم در مورد زبان‌شناسي مقابله‌اي و نظرات و عقيده‌هاي مختلف درباره اين رشته از زبان‌شناسي بحث مي‌كند و روند مقايسه زبانها را مورد توجه قرار مي‌دهد. و فصل سوم به توصيف واجهاي تركي آذري به خصوص در گويش خلخال مي‌پردازد، واجگونه‌هاي متفاوت، واجها و گونه‌هاي آنها و نيز نحوه توزيع آنها را در ساخت هجاي تركي آذري مورد بررسي قرار مي‌دهد و فصل چهارم به فرايندهاي آوايي و قواعد واجي و مقايسه آنها در دو گويش مي‌پردازد.

از مجموع بحث‌هاي فوق به اين نتيجه مي‌رسيم كه: تركي آذري داراي 21 همخوان و 9 واكه مي‌باشد و اينكه بعضي از زبانشناسان معتقدند كه واجهاي K, F, Z جزو واجهاي تركي آذري نيستند با توجه به مقايسه واجها در گويش خلخال، نظر آنها تائيد مي‌شود زيرا در بررسي واجهاي تركي آذري در گويش خلخال اين واجها مشاهده نمي‌شود به استثناي واج f كه هم در گويش خلخال و هم در گويش تبريز از بسامد بسيار اندكي برخودار است. در مورد واكه‌ها بايد گفت كه در هر دو گويش نه واكه وجود دارد و واكه كشيده در تركي آذري در هر دو گويش وجود ندارد و تحت فرايندهاي خاصي به وجود مي‌آيد. و واكه‌هاي كشيده فقط در واژه‌هاي قرضي به كار مي‌روند و اگر استثنائا در بعضي واژه‌هاي تركي به كار رود به قياس با واژه‌هاي قرضي است. در گويش خلخال گاهي كشش واگه‌اي كه با عملكرد فرايند آوايي به وجود آمده است. بين واژه‌ها تمايز معنايي ايجاد مي‌كند مانند واژه‌هاي [balix] "ماهي" و [ba:lix] "بندي كه علف را با آن مي‌بندند" كه در ژرفساخت به صورت /baglig/ مي‌باشد.

علل تفاوت دو گويش پس از بررسي‌هاي لازم موارد زير ذكر شده است : الف : متفاوت عملكرد قواعد واجي در دو گويش براي رسيدن از سطح ژرفساخت به روساخت. به همين دليل مثلا اگر در گويش تبريز همگوني كامل رخ مي‌دهد اين فرايند در گويش خلخال به صورت ناهمگوني، يا همگوني ناقص ظاهر مي‌شود. ب : توزيع متفاوت واجگونه‌ها در دو گويش يكي از عوامل مهم ديگر اختلاف در گويش است براي مثال واج ژرفساختي /G/ در گويش تبريز به صورت [x] در حالي كه در گويش خلخال به صورت [c] تظاهر مي‌يابد: "گويش تبريز" [??lmax] "آمدن" /??lmag/ "گويش خلخال" [??lmaxc] در گويش تبريز [y] واجگونه‌اي از /r/ بخصوص در موضع پاياني مي‌باشد در صورتي كه در گويش خلخال اين واجگونه اصلا وجود ندارد. پ : عامل ديگري كه باعث تفاوت دو گويش مي‌شود، متفاوت عمل كردن هماهنگي واكه‌ها در دو گويش است. مثلا در مثال قسمت "ب " واكه پسوند در گويش تبريز با واكه ريشه ناهماهنگ است در حالي كه در گويش خلخال بين همين دو واكه هماهنگي كامل وجود دارد. در اين پايان‌نامه 40 قاعده واجشناسي و نحوه عملكرد آن در هر دو گويش بررسي شده است. كه تعدادي از اين قواعد در هر دو گويش يكسان عمل مي‌كنند و از نقاط تشابه دو گويش محسوب مي‌شوند و بعضي ديگر از اين قاعده‌ها متفاوت عمل كرده و از وجه افتراق دو گويش هستند. در اين تحقيق فقط نظام آوايي دو گويش مقابله شده است جا دارد در زمينه واژگاني، دستوري، و تكيه و آهنگ نيز در دو گويش تحقيقات گسترده‌تري انجام شود.

تبريز/ خلخال/ بررسي تطبيقي/ زبان تركي (آذري)/ نظام آوايي/ گويش
Tabriz/ Khalkhal/ Comparative Survey/ Turkish Language (Azari)/ Phonic System/ Dialect
---------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به تز دكتراي دكتر امير پور در مورد لهجه سلماسي زبان تركي آذربايجاني [آزربايجان جنوبي]

دكتر توحيد ملك زاده ديلمقاني
tohidmelikzade@yahoo.com

زبان تركي آذربايجاني از جمله شاخه هاي زبان تركي مي باشد كه علاوه بر آذربايجان در شرق تركيه و تركان كركوك در عراق نيز رايج مي باشد. اين زبان جزو زبانهاي التصاقي مي باشد يعني بن فعل هميشه در آن ثابت مي باشد مانند گلمك كه بن آن يعني گل در تمام زمانها هميشه ثابت است ( گلديم، گله جه يه م، گليره م و غيره ). زبان تركي يكي از زبانهاي بستاني جهان مي باشد كه در طي اعصار مختلف در تمام جهان كاربرد داشته و بخش اعظم زبان سلاطين و فرمانروايان آسيا به اين زبان بوده است. ارزش علمي اين زبان با تحرير كتب مختلف علمي و ادبي صد چندان شده و همين امر سبب شده است كه در اكثر دانشگاههاي معتبر جهان كرسي زبان و ادبيات تركي و رشته توركولوژي ( ترك شناسي ) داير و مطالعه گردد. در كشور آلمان نيز اين امر به سبب ارتباط تاريخي تركان و آلماني ها از قديمي ترين اعصار تاكنون رواج فراوان دارد. محققين آلماني در رشته توركولوژي صاحب نام مي باشند از جمله پروفسور دورفئر كه با تحقيق زبان تركي در ايران صاحب نام و نشان فراوان در جهان علم مي باشد.

گفتيم كه زبان تركي آذربايجاني يكي از شعبات زبان گسترده توركي مي باشد. اين زبان به سبب گستردگي جغرافيايي و همچنين ائتنيكهاي مختلف تشكيل دهنده آن داراي لهجه هاي مختلفي مي باشد كه يكي از اين لهجه ها لهجه مردم سلماس مي باشد. سالها قبل يكي از اهالي سلماس به نام دكتر امير پور اهرنجاني پس از سالها تلاش و كوشش توانست در سال 1971 ميلادي يعني 1350 شمسي لهجه سلماس را به صورت كاملا علمي بررسي كرده و تز وي حائز دريافت دوره دكترا در كشور آلمان گردد. دكتر منوچهر اميرپور در سال 1317 در سلماس زاده شد. تحصيلات ابتدائي و متوسطه را در سلماس گذرانيده و درجه دكتراي تركي را از كشور آلمان اخذ نموده است. وي زماني سرپرست دانشجويان ايراني در آلمان بوده است. ايشان هم اينك در كشور آلمان زندگي مي كنند.

دكتر اميرپور در اين رساله ابتدا به تاريخ زبان تركي آذربايجاني پرداخته و سپس با ذكر مواردي از لهجه تركي در سلماس لهجه شمالي و جنوبي تركي آذربايجاني را بررسي نموده است. در ادامه رساله گرامر، مورفولوژي و فونولوژي اين زبان و لهجه سلماس مورد بررسي قرار گرفته است.

زماني كه محقق سخت كوش سلماسي آقاي محمد رضا مهرزاد صدقياني مشغول تدوين بودند تلاشهاي نگارنده و ايشان براي تهيه اين رساله عليرغم مكاتبه با ايشان بي ثمر ماند تا اينكه به صورت كاملا اتفاقي دوستي عالم از تركيه كه مشغول بررسي علمي لهجه تركي سلماس مي باشد وجود اين رساله را به اينجانب متذكر شد. اين رساله حاليه در كتابخانه اينجانب موجود مي باشد.
---------------------------------------------------------------------------------------
بررسي ورود واژه از زبان تركي به فارسي وعوامل زبان شناختي موثر در آن

تحصيلات تکميلي
نام و نام خانوادگي : مجتبي شعاعي
دانشكده : ادبيات و علوم انساني
استاد راهنما : دکتر سيد محمدتقي طيب
تاريخ دفاع : 11/7/77
رشته و گرايش : زبان شناسي همگاني
استاد مشاور : دکتر ساسان سپنتا

چكيده

از آنجا كه قشر عظيمي از جامعه كشور ما را ترك زبانان تشكيل مي دهند، و قرن ها است كه به لحاظ دارا بودن وحدت ديني و اشتراك فرهنگي با فارسي زبانان به همزيستي مسالمت آميز خود ادامه مي دهند، از اين رو شناخت زبان يكديگر به درك متقابل عمق بيشتري خواهد بخشيد، و چون زبان وسيله برقراري ارتباط ميان افراد جامعه مي باشد و با ويژگيهاي خاص خود به يكديگر تاثير متقابل مي گذارند، زبان فارسي و تركي نيز از اين امر مستثني نيستند. لذا اين امر انگيزه اي شد تا در راستاي آشكار ساختن اين واقعيت، تاثير زبان تركي در فارسي در قالب اين تحقيق بررسي گردد و سابقه تاريخي و عوامل زبان شناختي آن نيز مورد ارزيابي قرار گيرد. از اين رو واژه هاي دخيل تركي در فارسي از فرهنگهاي معتبر فارسي دهخدا و معين استخراج و طبق اهداف اين تحقيق به سه دسته جدا از هم تفكيك شدند.

دسته اول واژه هايي هستند كه امروزه اغلب آنها مورد استفاده عموم مردم قرار مي گيرند و خلائي را در زبان فارسي پر مي كننند و كسي كه به قرضي بودن آنها واقف نيست و تاكنون جايگزين مناسبي براي آنها وضع نگرديده و در هر دو زبان فارسي و تركي روزمره به طور يكسان به كار مي روند.
دسته دوم واژه هايي را تشكيل مي دهند كه همانند دسته اول در مكالمات زبان فارسي فعالند و ضمن اينكه داراي معادل فارسي نيز مي باشند، ولي به طور رايج به كار مي روند هرچند كه در شيوه هاي مختلف گفتار و نوشتار از معادلهاي فارسي نيز استفاده مي شود.
دسته سوم واژه هايي را تشكيل مي دهند كه در مقطعي از زمان وارد زبان فارسي شده و در مقطعي ديگر از آن جدا گشته اند و جزء گنجينة لغات به كار رفته در زبان محسوب مي شوند و آنها را فقط در كتب قديمي مي توان يافت و هيچگونه تاثيري در زبان فعلي فارسي ننهاده اند.

كليه واژه ها واج نگاري شده اند و علل حذف واژه هاي دسته سوم، در داخل پرانتز مقابل هر يك با حرفي مشخص گرديده است.

نتيجه اين بررسي ضمن اينكه همزيستي دراز مدت اين دو زبان را نشان مي دهد، مي تواند واژگان بيگانه تركي را كه در فارسي فعال هستند شناسايي نموده و در جهت اهداف كلي پالايش زبان فارسي از واژه هاي دخيل تركي به كار گرفته شود.
---------------------------------------------------------------------------------------
واژگان قرضي تركي در زبان فارسي

محمودعلي چهرگاني‌منتظر؛
به راهنمايي: علي افخمي.
ك + 604 صفحه،جدول، كتابنامه
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه تربيت مدرس، تهران، 1372

رايج‌ترين نمونه از پديده‌هاي قرضي زباني واژه‌هاي قرضي مي‌باشند، در اين مورد گويندگان يك زبان واژه‌ها زبان ديگر را عينا در زبان خود بكار مي‌برند. مطالعه روزنامه، مجله، كتاب و گوش دادن به راديو و تلويزيون ما را به اين حقيقت روبرو مي‌سازد كه زبان فارسي داراي انبوهي از واژه‌هاي قرضي است. اين واژه‌ها، گاه همراه با نوآوري‌هاي فرهنگي هستند و خلائي را در زبان فارسي پر مي‌كنند تا زماني كه اهل زبان، واژه موجه و مناسبي براي آن پيدا كنند. معذالك واژه‌هائي نيز يافت مي‌شوند كه با وجودي كه خلائي را در زبان فارسي پر نمي‌كنند، جزو گنجينه لغات زبان فارسي قرار گرفته‌اند. منظور از واژگان تركي، كليه واژگاني است كه از زبانهاي مختلف تركي (آذري، استانبولي، قزاقي، قرقيزي، تركمني، جغتايي، ازبكي و غيره) در طي قرون متمادي وارد زبان فارسي شده‌اند.

بر اساس اطلاعات موجود در منابع تاريخي و ادبي تركان، علاوه بر سكونت حتي قبل از اسلام در مناطقي از ايران كنوني مثل تركمن صحرا و گنبد، در قسمتهايي از آذربايجان فعلي ايران نيز سكونت داشته‌اند. اسامي مناطق، كوهها، رودخانه‌ها و امثالهم مانند اوش‌كايا (قايا) Uskaya (gaya) (اسكو) اوجان Ujan (بستان‌آباد) و كوههاي بش بارماك (ق) Besbarmak(g) و غيره در قبل از اسلام در ايران نشانگر سكونت تركان از ديرباز در مناطقي از ايران مي‌باشد. خلف تبريزي در برهان قاطع نيز يادآوري مي‌نمايد كه به سبب ارتباط نزديك ايرانيان با اعراب و تركان، نفوذ زبان تركي در حتي در قبل از اسلام در زبان فارسي ديده مي‌شود.

اينجانب با جستجو در فرهنگهاي مهم فارسي از جمله، لغت‌نامه دهخدا، فرهنگ معين، خرد، عميد، برهان قاطع، الفبائي قياسي مشيري، سعدي و ديگر فرهنگها و بررسي و تطبيق واژه‌هاي استخراجي در فرهنگهاي درخشان، فرهنگ تركي، فارسي بهزادي، فرهنگ تركي، فارسي محمد پيفون و غيره، توانستم بيش از 4200 واژه تركي و 1500 اعلام تركي كشف و استخراج نمايم.

واژه‌نامه‌ها/ زبان فارسي/ زبان تركي/ واژه‌هاي قرضي
Glossaries/ Persian Language/ Turkish Language/ Loan Words
---------------------------------------------------------------------------------------
لغات و اصطلاحات تركي در فارسي
TURKISH WORDS IN PERSIAN LITERATURE


دانشگاه زنجان، دولتي
http://dbase.irandoc.ac.ir/00295/00295782.htm

بررسي آرا و نظريه‌هاي جغرافي‌نويسان و مورخاني كه در مورد "زبان آذربايجاني" و "زبان تركي" و موارد اختلاف و يا يكي بودن آنها (نويسندگان ياد شده) در آثار خود تحقيق و بررسي داشته‌اند و اظهار نظرهاي موافق و يا مخالف ارائه نموده‌اند، استخراج لغات تركي، بررسي نحوه ورود لغات تركي در زبان و ادبيات فارسي، ارائه شواهد مثالي از لغات تركي كه در متون نظم و نثر راه پيدا كرده است.

تاريخ اجراي طرح 1376 تا 1377 ميزان پيشرفت كار 100
دانشگاه زنجان
دانشگاه زنجان، دولتي. 2500000
زبان تركي/ زبان فارسي/ واژه/ اصطلاحات
---------------------------------------------------------------------------------------
ساخت آوايي زبان تركي آذري

حسن حسابگر؛
به راهنمايي: علي‌اشرف صادقي.
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه علامه طباطبايي، 1371
http://dbase.irandoc.ac.ir/00023/00023707.htm

در فصل نسخت اين تحقيق تاريخچه كوتاهي از گذشته زبانهاي تركي و زبان تركي آذري ارائه شده و موقعيت زبان تركي آذري در ميان زبانهاي تركي روشن گرديده، تقسيم‌بنديهاي مختلف و گروه‌بنديهاي متفاوت خانواده زبانهاي تركي از ترك شناسان مختلف نقل شده و سپس گويش و لهجه‌هاي مختلف تركي آذري و گروه‌بندي آنها مشخص گرديده و در باره سبكهاي گفتاري و نوشتاري تركي‌آذري بحث شده ‌است. در فصل دوم شش پايان‌نامه دكتري كه توسط فارغ‌التحصيلان رشته زبانشناسي نوشته شده بعلاوه شش اثر ديگر كه توسط زبانشناسان تركي‌شناس برشته تحرير درآمده مورد بررسي قرار گرفته. آنچه در اين پايان‌نامه افزوده شده بررسي مجدد همه نوشته‌ها و استخراج واجها بر اساس جفت‌هاي كمينه در مواضع سه گانه آغازي، مياني، پاياني، و استخراج كامل واجگونه‌ها در لهجه تبريز است. ضمنا پيشنهادي جديد در مورد واجها در زبان تركي آذري در اين پايان‌نامه ارائه شده كه براساس آن واجهاي همخوان به 21 همخوان تقليل داده شده و در باره واگه‌ها همان نظر كلي يعني 9 واكه كوتاه براي تركي آذري مورد پذيرش قرار گرفته است.

لهجه تركي تبريز/ زبان تركي آذري/ واج‌هاي همخوان/ واكه‌ها
---------------------------------------------------------------------------------------
زمان و نمود در تركي آذري

علي محمدي؛
به راهنمايي: علي افخمي.
67 صفحه، جدول، كتابنامه
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه تربيت مدرس، تهران، 1374
http://dbase.irandoc.ac.ir/00050/00050903.htm

رساله حاضر به بررسي دو مقوله زمان و نمود كه بيش از هر مقوله ديگري با يكديگر، اشتباه گرفته مي‌شوند مي‌پردازد. مرروي بر مطالعات پيشين در اين زمينه نشان مي‌دهد كه نمود بعنوان يك مقوله فعلي مستقل از زمان در كتب دستور زبان آذري مورد توجه قرار نگرفته است و بيشتر بعنوان گونه‌اي از مقوله زمان تلقي گرديده است. چنين برداشتي از مقوله نمود باعث گرديده تا توصيفات دستوري بعمل آمده از دو مقوله زمان و نمود غيرواقع گرايانه و نارسا باشد. رساله حاضر تلاش در جهت توصيف اين دو مقوله فعلي از حيت تمايز ميان آندو مي‌باشد. در آن بخش از رساله كه به بررسي مقوله زمان مي‌پردازد نگارنده برخلاف دستورهاي سنتي كه به سه زمان عمده گذشته حال و آينده قايل هستند به وجود دو زمان عمده گذشته و غيرگذشته قايل گشته و سعي دارد تا با استفاده از شواهد و داده‌هاي زباني به اثبات نظر خود بپردازد. در بحث از مقوله نمود كه موضوع عمده رساله حاضر مي‌باشد تلاش گرديده است تا نظام نمودي زبان تركي آذري فارغ از مقوله زمان بررسي و چگونگي صورتبندي نمودهاي مختلف و ويژگيهاي آنها مشخص گردد. همچنين تلاش گرديده است تا نقش بنيادي‌تر نمود در مقايسه با زمان مشخص گردد.

دستورزبان/ زمان (دستور زبان)/ نمود (دستورزبان)/ زبان تركي آذري
Grammar / Tense / Aspect / Azari Turkish Language
Serial no: 00050903 == Call No. : 09413
---------------------------------------------------------------------------------------
بررسي مقابله‌اي نظام آوايي زبانهاي تركي آذربايجاني و فارسي

محمدابراهيم مريمي؛
به راهنمايي: علي افخمي
175صفحه، جدول، كتابنامه
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه تربيت مدرس، 1375

تحقيق حاضر به بررسي مقابله‌اي نظام آوايي زبانهاي تركي آذربايجاني و فارسي، نوع جديدي از مطالعات تقابلي پرداخته است كه از نيمه‌هاي قرن بيستم توجه زيادي را به خود جلب كرده، زيرا فرضيه جديد علاوه بر توصيف وجوه اشتراك و افتراق زبانهاي مورد مطالعه، هدفش پيشگويي خطاهاي دانش‌پژوهان چنين خطاهايي تداخلي است كه جهتش از زبان مبداء به زبان مقصد مي‌باشد. بر اساس چنين فرضيه‌اي اين تحقيق در چهارچوب فرضيه سنتي در هفت فصل بترتيب زير تنظيم گرديده است : فصل اول به عنوان مقدمه به اهداف و اهميت تحقيق پرداخته و در آخر به مروري بر ادبيات آن نيز اشاره شده است. فصل دوم به بنيان نظري تجزيه و تحليل مقابله‌اي مي‌پردازد. فصل سوم نيز جهت آشنايي با آواشناسي و واج‌شناسي تنظيم گرديده. فصل چهارم و پنجم به ترتيب نظام‌آوايي زبانهاي تركي آذربايجاني و فارسي را مورد بحث قرار داده و در اين راستا با واجها و واج‌گونه‌ها همخوانها و واكه‌هاي دو زبان مورد نظر آشنا شده و واكه‌هاي مركب و هجا نيز از ديگر بحث‌هايي است كه از آنها سخن به ميان آمده. همچنين انواع مختلف فرايندهاي آوايي با مثالهاي مربوطه روشن گرديده و در آخر اين دو فصل تكيه كلمه مورد بررسي قرار گرفته است. فصل ششم كه اساس و پايه تحقيق بر آن استوار است به مقايسه نظام‌آوايي دو زبان مورد نظر پرداخته و در اين راستا خطاهاي دانش‌پژوهان تركي آذربايجاني در يادگيري زبان فارسي و يا بر عكس پيشگويي شده است. سرانجام فصل هفتم نتيجه‌گيري بوده كه به يافته‌ها، كاربرردها و پيشنهادات اختصاص يافته است. نتايج حاصله نشان مي‌دهد كه سخنگويان تركي آذربايجاني در يادگيري و تلفظ عناصري كه در دو زبان وجود دارد با مشكل خاصي روبرو نمي‌شوند، در حاليكه آنها در تلفظ واجهائيكه در زبان فارسي موجود بوده و در زبان تركي آذربايجاني وجود نداشته باشد با مشكلات جدي مواجه مي‌شوند.

واج‌شناسي/ واج/ واكه/ زبان تركي/ زبان فارسي/ آواشناسي
Phonology/ Phoneme/ Vowel/ Turkish Language/ Persian Language/ Phonetics
Serial no: 00047942 == Call No. : 05903


Tuesday, July 10, 2007




تلفات جانی در یاسوج به خاطر بنزين

غلامعلی توسلی، معاون نيروی انتظامی كهکيلويه و بويراحمد، امروز تایید کرد که در تظاهرات روز چهارشنبه گذشته (ششم تیرماه) در یاسوج دو تن کشته شده اند.

این مسوول امنیتی به ایلنا گفته است که بيش از ۱۶۰ نفر نیز در ارتباط با اين وقايع بازداشت شده اند و همچنان در زندان بسر مي برند.

در تظاهراتی که پس از اعلام سهمیه بندی بنزین در یاسوج رخ داد، ناراضیان در حالی که بر ضد رهبران جمهوری اسلامی شعار میدادند، به بانکها و ادارات دولتی حمله کردند و به آنها خساراتی وارد آوردند.

نیروی انتظامی و سپاه پاسداران، پس از شش ساعت تلاش توانستند بار دیگر بر این شهر مسلط شوند و معترضان را پراکنده کنند.


Home [Powered by Blogger]