|
|
Wednesday, October 25, 2006
Posted
8:54 AM
by Mehran Baharlı
بررسي زبان و لهجههاي تركي جنوب ايران در انجمن ايرانشناسي فرانسه در ايران
تهران- خبرگزاري كار ايران
زبان و لهجههاي تركي جنوب ايران در انجمن ايرانشناسي فرانسه در ايران بررسي ميشود . به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا، انجمن ايران شناسي فرانسه در ايران، ساعت 17 روز شنبه اول مهرماه نشستي با عنوان بررسي زبان و لهجههاي تركي جنوب ايران برگزار ميكند . "ژيل اوتيه" , استاديار موسسه ملي زبان و تمدن شرق از پاريس، سخنران اين نشست است .
همچنين در اين انجمن , روز چهارشنبه 5 مهرماه نشستي با عنوان "تاريخ كتاب هاي سربي در دور قاجار" با سخنراني پروفسور "اولريش مارزلف" از آكادمي علوم گوتينگن برگزار مي شود . لازم به ذكر است , علاقمندان مي توانند براي شركت در اين نشست ها در روزهاي ياد شده به انجمن ايران شناسي فرانسه در ايران واقع در خيابان فلسطين جنوبي , خيابان شهيد نظري , كوي اديب , پلاك 52 مراجعه كنند .
پايان پيام کد خبر: 349137
Saturday, October 21, 2006
Posted
1:13 AM
by Mehran Baharlı
جنگ هاي منطقه اي و و رواج فرهنگ تركي در لرستان:
اولين جنگ در اواخر حكومت بني اميه در سال 112 هجري قمري (1315 سال پيش) در منطقه جاپلق اتفاق افتاد كه به دنبال قيام ابومسلم خراساني ايرانيان با اعراب در اين منطقه درگير شده و اعراب تا منطقه نهاوند عقب نشيني كردند. از جنگ ها مي توان به قيام بابك خرمدين اشاره نمود كه با عباسيان در منطقه جاپلق در چند نوبت درگير شدند (1). از آثار آن مي توان به پيدايش روستاهاي باوكي (bavaki) كه در اصل همان بابكي به معناي طرفداران بابك بوده اند اشاره نمود (2).
جنگ ديگر مي توان به حمله و تسخير اين منطقه بدست مغولان اشاره نمود كه به پيدايش روستاهاي تركي مانند ارتلق اُبا (ortaleghoba) و نيز پيدايش بناي امامزاده قاسم و رواج فرهنگ تركي اشاره نمود. بعد از حمله مغولان تعدادي از اكراد شام از طريق غرب ايران وارد جاپلق شده و از طريق اين منطقه اتابكان لر بزرگ را به مركزيت ايذه بنا نهادند كه تا زمان صفويه ادامه داشت (3).
از ديگر موارد مي توان به جنگ ايران و عثماني اشاره نمود كه مهاجرت گسترده ارامنه، ترك ها و گرجي ها در زمان صفويه را به ازنــا باعث شد كه به عقيده پاره اي منجر به نوسازي شهر ازنـا، پيدايش روستاها و زبان ارامنه (مانند روستاهاي آرمن(areman) ، كرت(keret) ، چالِس پار(chalespar) ، تركي (روستاهاي جاپلق شرقي مانند قاقان، آقداش، آقبلاغ) و گرجي (روستاي گرجي) شد (4).
-
Posted
1:13 AM
by Mehran Baharlı
روستاهاي تركي ازنــا
جنگ هاي منطقه اي و اثرات آن:
اولين جنگ در اواخر حكومت بني اميه در سال 112 هجري قمري (1315 سال پيش) در منطقه جاپلق اتفاق افتاد كه به دنبال قيام ابومسلم خراساني ايرانيان با اعراب در اين منطقه درگير شده و اعراب تا منطقه نهاوند عقب نشيني كردند. از جنگ ها مي توان به قيام بابك خرمدين اشاره نمود كه با عباسيان در منطقه جاپلق در چند نوبت درگير شدند (1). از آثار آن مي توان به پيدايش روستاهاي باوكي (bavaki) كه در اصل همان بابكي به معناي طرفداران بابك بوده اند اشاره نمود (2).
جنگ ديگر مي توان به حمله و تسخير اين منطقه بدست مغولان اشاره نمود كه به پيدايش روستاهاي تركي مانند ارتلق اُبا (ortaleghoba) و نيز پيدايش بناي امامزاده قاسم و رواج فرهنگ تركي اشاره نمود. بعد از حمله مغولان تعدادي از اكراد شام از طريق غرب ايران وارد جاپلق شده و از طريق اين منطقه اتابكان لر بزرگ را به مركزيت ايذه بنا نهادند كه تا زمان صفويه ادامه داشت (3).
از ديگر موارد مي توان به جنگ ايران و عثماني اشاره نمود كه مهاجرت گسترده ارامنه، ترك ها و گرجي ها در زمان صفويه را به ازنــا باعث شد كه به عقيده پاره اي منجر به نوسازي شهر ازنـا، پيدايش روستاها و زبان ارامنه (مانند روستاهاي آرمن(areman) ، كرت(keret) ، چالِس پار(chalespar) ، تركي (روستاهاي جاپلق شرقي مانند قاقان، آقداش، آقبلاغ) و گرجي (روستاي گرجي) شد (4).
-
Saturday, July 15, 2006
Posted
2:13 PM
by Mehran Baharlı
بیش از سه چهارم بخش ماهور میلاتی يا میلاتون را ترک زبانان ایل قشقایی تشکیل می دهند
بخش ماهور میلاتی يا میلاتون ، به مرکزیت بابا منیر از وسیع ترین و عمده ترین بخشهای منطقه ممسنی است که بیش از سه چهارم آن را ترک زبانان ایل قشقایی و کمتر از یک چهارم را لر زبانان تشکیل می دهندּ این منطقه از طرف شمال به دو گنبدان و از طرف جنوب به کازرون و از طرف مشرق به شهرستان ممسنی و از طرف مغرب به بندر گناوه محدود می شود.
منطقه کوهستانی است و دارای فراز ونشیب و دره های عمیق می باشد . آب و هوای ان در زمستان معتدل و در تابستان بسیار گرم می باشد به طوری که در بعضی مناطق آن دمای هوا به بیش از ۵۰ درجه سانتی گراد می رسد ، به علت وجود زمین های شیب دار و تپه ماهور ها کشت و زرع محصولاتی مانند گندم و جو به صورت دیم صورت می گیرد . آب شیرین در منطقه به ندرت یافت می شود ، ساکنان بعضی از این نواحی برای به دست آوردن آب شیرین مورد نیاز مجبورند کیلومتر ها راه را طی کنند و با ظروفی همانند مشک ، دبه ، ظرف های پلاستیکی و گالن آب مصرفی را بر روی چهار پایان حمل نموده و به محل اسکان خود می آورند ، زیرا بیشتر آبهای روان آن گچی و شور و بد مزه است . به علت کوهستانی بودن ارتباط بین روستاها بسیار دشوار است و فاصله بین بعضی از روستاها را با پای پیاده طی می کنند امکانات رفاهی بسیار کم است و خدمات بهداشتی ، رفاهی فرهنگی با مشکل همراه است .
شغل مردم این ناحیه اغلب دامداری است و کشاورزی به صورت دیم انجام می گيرد . مردمان این ناحیه زحمتکش و کم توقع می باشند و در مقابل مشکلات و سختی ها بسیار صبور و بردبار هستند . اینان همسویی و هماهنگی خود را با طبیعت حفظ نموده و با نغمه های دلنشین آن زندگی را قوام و دوام بخشیده اند ستون های حیات خود را بر صخره های ستبر و دشتهای وسیع و پهناور و سرشار از برکات الهی بنا نهاده ، پایبند اعتقادات دینی و مذهبی خود بوده و هستندּ
ایل قشقایی دارای تیره ها و طوایف گوناگون بوده که طوایف مشهور آن در حال حاضر عبارتند از : کشکولی بزرگ ، دره شوری ، شش بلوکی و فارسیمدانּ قبل از نیمه دوم قرن دوازدهم هجری ساکنان این ناحیه را تیره هایی از جاوید ممسنی و مما صالحی رستم تشکیل می دادند که بعد از مهاجرت اعراب ساکن در این ناحیه صورت گرفته است . در نیمه دوم همین قرن تیره هایی از طوایف کوچرو کشکولی بزرگ و کوچک و تعدادی هم از طوایف کوچرو کشکولی بزرگ و کوچک و تعدادی هم از طوایف دره شوری برای بدست آوردن چراگاه اغنام و احشام خود به این ناحیه آمده و بخشی از منطقه بابا منیر را تصرف نموده و با استفاده از ضعف طوايف موجود که ناشی از شورش ولی خان بکش بوده و دیگر عوامل موجود ، بتدریج نواحی خوش آب و هوا و چراگاهها و این ناحیه را تصرف کرده و محل قشلاق زمستانه خود قرار دادند . از آن زمان که تا کنون حاکمیت این طایفه بر بخشی اعظمی از منطقه ماهور میلاتی ادامه داشته و در بعضی مناطق آن استقرار و اسکان یافته اند و در فصل بهار نیز به مناطق ییلاقی خود : چهل چشمه ، قره چمن ،سپیدان مهاجرت می نمایند . و در هر فصل مهار ستون سر پناه خود را در زمینی می کوبند که اراده خداوند بر شکوفایی و بهره وری آن قرار گرفته است.
-
Thursday, May 25, 2006
Posted
1:16 PM
by Mehran Baharlı
بیانیه ،دانشجويان ترك زبان ،دانشگاه آزاد اسلامي واحد گچساران
« انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا ، ان اكرمكم عندالله اتقاكم »
« و ما شما را از يك زن و مرد آفريديم و به صورت قبائل پراكنده در آورديم ، بدرستی كه گرامي ترين شما نزد خدا با تقوي ترين شماست »
به نام ايران ، به نام مردم ترك زبان و به نام آذربايجان
بار ديگر دستهاي پنهان و آشكار قلم به تخطئه و توهين علیه ترك زبانان برده و نيت پليد خود را آشكارا در ديد و منظر همگان قرار دادند .
بار ديگر شاهد ميدان داري افرادي بوديم كه وزير محترم كشور به حماقت متهمشان كرد .
ولي دوستان ، همزبانان و هموطنان آنچه كه رويداد و هزاران بار ديگر در سطوح مختلف رخ داده است دال بر نمايش مزحكانه افكاري بود كه زمان حكومت منفور پهلوي شروع و به زعم عده اي با بروز انقلاب اسلامي ايران به ختم انجاميد .
ولي چنانچه در اين سالها شما ديديد و شنيديد ، اين افكار شوونيزمي و فاشيسمي كه تحمل حضور ديگري را غير از خود ندارند ، همچنان در دالانهاي هزار توي اجتماعي اين كشور و به خصوص در مطبوعات به صورت انگلي كه شيره ي جان مملكت را مي مكد زيسته و به رشد و نمو پرداخته است .
سالها بود كه اين تفكر به زعم خود , مردم ترك زبان و بقيه ي قوميت هاي اين كشور را ، چون اعراب ، كردها ، لرها ، بلوچ ها ، و ... تسليم يافته تلقي كرده و روز به روز بر فشارها و حتاكي ها و گسترش فرهنگ شوونيستي خود افزوده است ، ولي زهي خيال باطل .
مردم آگاه ايران ، بخصوص هموطنان ترك زبان ، پوكي تفكرات آنان را با حضور ميليوني خود در راهپيمايي و اعتراضات مدني بر عليه افكار پوسيده فاشيستي اثبات كردند .
ما دانشجويان آذربايجاني ، قشقايي ، ترك زبانان و به طور كلي افرادي كه حق زندگي ، حق حضور و حقوق انساني براي تمايم انسانها قائلند ، رفتار وقيحانه ي روزنامه ايران را محكوم كرده و احقاق حقوق حقه ي تمامي قوميت ها بخصوص ترك زبان ها را اعم از فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي خواستاريم و از همينجا حمايت خود را از مردم ستمديده ي ترك زبان اعلام مي داريم .
در پايان نيز از دولت محترم جناب آقاي احمدي نژاد خواستاريم كه با اين واقعه به صورت عقلاني و منطقي برخورد كنند كه آنچه اتفاق افتاد شمّه اي بود از خواست مردم ، مردمي كه راي دادند .
پس اكنون نيز بايد به راي آنان احترام گذاشت .
حق را به رجال مشناس رجال را به حق بشناس
حضرت علی ع.
دانشجويان ترك زبان
دانشگاه آزاد اسلامي واحد گچساران
-
Wednesday, March 22, 2006
Posted
4:56 PM
by Mehran Baharlı
ياسوج شهرينده، تورکجه و فارسجا ديللرينده توی کارتی
ياشاسين تورك گنجلييي، مين ياشاسين قاشقاي ايليميز
لوريستان'ين ياسوج شهرينده كي بير قاشقاي تويو اوچون چاپ ائديله ن توركجه دعوت كارتي
بو يازي آنايوردوم وئبلاگيندان آلينيبدير
------------------------------------------------------------ ياز گونی غونچه لر خندان اولاندا باغچا دولو عطر-و رئیحان اولاندا
نازلی يار حيجله ده مئهمان اولاندا مأذون دئیه ر بو قوناغونگ قوربانی (مأذون قشقایی)
قاشقای ائلی، ايران'ين ان تعصصوبلو تورک ائللرينين بيريسیدیر؛ دئیه بیللم کی اونلار، باشقا تورک اولمايان ائللر آراسيندا، باريش ايله یاشارکن، اؤز کيمليکلرينی اونوتماييبلار.
نئچه آی بوندان قاباق بير توی کارتی الیمه یئتیشدی کی چوخلو تعججوب ائتديم؛ او کارت من دئیه ن سؤزلری گؤسته ريردی. اولابیله ر کی سیز ده ياسوج شهرينی، بير فارس يا لور بؤلگه بيله سينيز! آنجاق، "کهگيلويه و بويراحمد" اوستانينين باشکندی اولان "ياسوج" شهرينده، بير توی قورولموش و اوندا قاشقای تورکجه سی و فارسجا ديللرينده قوناقلاری تويا چاغيرميشلار. اؤز آراميزدا قالسين کی بئله ايشلرين تايی ، آذربايجان`دا چوخ آز گؤرسه نير!
بو کارتلاری دا بايرام کارتی اولاراق، سئوگيلی اوخوجولارا تقديم ائديب و قورخماز، شرفلی و کيملييينی قورويان قاشقای ائلينه بو يئنی ايلی قوتلاييرام.
 
ج.ك(آيدين) 1384/قيش سونو (اسفند)/29 ، 2006 March.20
-
Wednesday, March 01, 2006
Posted
6:44 AM
by Mehran Baharlı
عزاداري زنجيرزني و مداحي در مناطق تركنشين استان چهارمحال و بختياري
نگاهي به تاسوعاي حسيني در چهارمحال وبختياري/ خانههايي كه حسينيه شدند شهركرد ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۱۱/۱۹ داخلي. فرهنگي. مناسبتها. تاسوعا.
درست ۹روز است، كه مردم در چهارمحال وبختياري با سياهپوش كردن خانه خود غمزده بر حادثه كربلا خون ميگريند.
شب تاسوعاي حسيني در بين برخي از ساكنان چهارمحال وبختياري به شب" چوب و دهل " معروف است و روز عاشورا را روز " تيغ " مينامند.
آيينهاي ويژه تاسوعا و عاشورا در نقاط مختلف استان چهارمحال و بختياري در اصل يكي است، ولي تفاوتهاي نيز در اجرا با يكديگر دارد.
جوانان بيشتر در هياتهاي عزاداري به زنجيرزني ميپردازند و بزرگسالان نيز در اين استان در آيينهاي سينه زني شركت ميكنند.
در برخي از روستاها و شهرهاي حاشيه زايندهرود و بيشتر در بين آنهايي كه با گويش تركي صحبت ميكنند، عزاداران زنجير سه ضرب ميزنند.
مداحان با دو گويش فارسي رايج و تركي قشقايي مداحي ميكنند و طبالان و سنج زنان نيز ريتم عزايشان سه ضربي است.
در برخي از اين هياتهاي عزاداري امام حسين (ع) درمناطق تركنشين استان، نيز زنجيرزني و مداحي به صورت تك زنجير و پنج ضرب و هفت ضرب نيز وجود دارد ، كه اين شيوه در بين جوانان كمي كمرنگ تر شده است.
همچنين در شهركرد نيز در هياتهاي عزاداري، زنجيرزني به صورت جفت و تك ضربياست و مداحان و طبالان نيز ضربههاي را هماهنگ با زنجيرزني، سنگين و تك ميزنند.
در اين دستههاي عزاداري كه در ستون سه و دو ستون موازي در خيابان حركت ميكنند، نيز بزرگان هياتها در رده نخست ستونها قرار ميگيرند و به هنگام " دم دادن " و جواب نوحهخوانها ، زنجيرزني تك ضرب خواهد شد.
عزاداران در شهركرد ابتدا براي حضور مردم و گرم شدن مجالس عزاداري اقدام به برپايي آيينهاي سينهزني كه بهصورت جفت و با دودست انجام ميشود، ميكنند و پس ازآن دستههاي رنجيززن راه ميافتند، كه پايان اين عزداري بل به صورت سه ضرب و زن به صورت تك و جفتي انجام ميشود و عزداران دعاي شفا و قبولي سورگوراي را از خداوند طلب ميكنند.
" علامت گرداني" يا به لجهه محلي" علومت " و بستن حمايلهاي علامت گرداني به رسم ديرين و براساس پاسداشت علمدار دشت كربلا در بين جوانان شهرهاي شهركرد ، فرخشهر، كيان و ديگر شهرهاي شهرستان شهركرد جايگاه خاص خود را دارد.
در اين برنامه نيز بزرگان دستههاي عزاداري علامتهاي سيزده فنره را بلند ميكنند و جوانان و تازه كارها نيز اقدام به بلند كردن و گردانند علامتهاي هفت فنره يا پنج فنره ميكنند و كساني كه ميخواهند علامت سيزده فنره را بلندكنندگان بايد يكي از بزرگان و پيشكسوتان علامت گردان ، معرف او به سردسته علامت گردانها باشد و يا بزرگ علامت گردانها،حمايل او را بسته باشد.
همچنين علامتها در پيشاپيش دستههاي عزاداري حركت ميكنند و بزرگ علامت گردانهاي هيات، در چهارراه و يا يكي از ميدانهاي شلوغ شهرها،با تعظيم دادن علامت اقدام به " سلام " به ديگر عزاداران ميكند.
در شهر نافچ شهرستان شهركرد نيز كه به شهر "حسينيهها" استان چهارمحال و بختياري معروف است ، آيينهاي سينهزني به صورت چرخشي و مدور سهضربي انجام ميگيرد.
همچنين در مناطق ديگر استان نظير شهرستان فارسان نيز آيينهاي سينهزني در بين جوانان به صورت "واحد " و يا سينه زني" خرمشهري " برگزار ميشود.
در اين بين عزاداران شهرستان فارسان با حضور در حسينيهها و تكايا شبها اقدام به سينهزني تك ضرب به صورت چرخشي و مدور ميكنند و در روز تاسوعا و عاشورا نيز در آيينهاي زنجيرزني كه به صورت تك ضرب و تك زنجير است، شركت ميكنند.
در برخي از دستههاي عزاداري نيز نوازندگان" سرنا" و دهل " با نواختن ساز چپ و نواي عزا، پيشاپيش عزداران حركت ميكنند و برخي از عزاداريها نيز با حركت دادن نمادين كاروان اسراي كربلا همراه است.
شهر " طاقانك " در روز عاشورا و شب تاسوعا نيز شاهد خيمه سوزي است و پس از آتش كشيده شدن خيمهها، مردم براي تبرك، قسمتي از اين خيمههاي سوخته را همراه خود ميبرند.
همچنين در اين شهر برهم زدن چوبهاي كوچك "چك چكو" نيز متداول است و اين آيين نيز مانند سنج به صورت پنج ضربي و هفت ضرب صورت ميگيرد.
در شهر" بن " نيز عزاداران علامتهاي چوبي هياتها را به مدت يك شب در آب گرداب بن ميگذارند و در روز تاسوعا و عاشورا ،به حركت دادن آنها كه به صورت تنه درخت ارتفاع دار و با پارچههاي سياه پوشانده شده،اقدام ميكنند.
همچنين هيات خوزستانيها مقيم شهركرد نيز در شبهاي دهه نخست محرم آيين هاي سينه زني واحد و چرخشي را برگزار و در روز تاسوعا و عاشورا دستههاي سنج و دما زن را راه اندازي ميكند.
اما آنچه در همه شهرها و روستاها به صورت يكسان انجام ميشود، "حسينيه" و " عباسيه " شدن خانههاي مردم در روز تاسوعا و عاشوراست.
در اين آيين بنا بر نذر خانوادهها، اهالي كوچهها با سياه پوش كردن سر در منازل و اماكن اقدام به برگزاري آيينهاي روضهخواني، مقتل و سلام، تعزيه و برپايي زيارت عاشورا ميكنند.
همچنين كساني كه تمكن مالي بيشتري دارند سفره ابوالفضل " پهن ميكنند و به اطعام عزاداران ميپردازند.
اين شهروندان با فراخواندن بزرگان فاميل و قوم خود، اقدام به پخت نذري هاي گوناگون و تقسيم آن در بين همسايگان و عزاداران در مساجد، تكايا، امامزدهها و حيسينهها ميكنند.
مردم چهارمحال و بختياري در پايان عزاداري خود در روز عاشورا، شب هنگام با حضور در گلزار شهدا و امامزادگان با بر افروختن شمع آيين "شام غربيان" برگزار و با دهه نخست محرم وداع ميكنند.
به گزارش ايرنا ، استان چهارمحال و بختياري بيش از ۲۶شهر، ۹۹۰روستا و ۸۵۰هزار نفر جمعيت دارد و در روزهاي تاسوعا و عاشورا غرق ماتم و عزا ميشود.
-
Monday, February 27, 2006
Posted
4:41 PM
by Mehran Baharlı
زبان دوم گچساران ترکی هست
میراث خبر:
كارشناسان مردم شناس اداره ميراث فرهنگي و گردشگري گچساران نمونه هاي گويش اين شهرستان را كه شامل 4 گويش و 8 لهجه است جمع آوري كردند. حجير عزيزي، رئيس اداره ميراث فرهنگي و تنها مردم شناس گچساران درباره پروژه هاي زبان و گويش اين اداره گفت:« امسال تنها توانستيم پروژه گويش و بازنگري مردم نگاري هاي استان را انجام دهيم. 4 گويش ثبت شده در اين شهرستان شامل گويش هاي تركي قشقايي، لري، عربي و ديلي است. به گفته عزيزي ريشه دو گويش تركي و عربي به ايلات خمسه كه ساكن اين شهرستان هستند بازمي گردد. ايلات خمسه شامل بهارلو، اينان لو، نفر، عرب و باسري است. اين پژوهش در ريشه يابي گويش ها به اين نتيجه رسيده كه گويش تركي قشقايي ريشه زباني اش را از دو ايل ترك بهارلو و اينان لو گرفته است. در اين ميان ايل باسري ها گويش خاصي دارند كه هنوز كسي درباره اين گويش پژوهشي انجام نداده است. گويش ويلي تنها در دو روستاي ديل و مارين ثبت شده است و در صورت حفظ نشدن در حال از بين رفتن است. ريشه اين گويش هنوز مشخص نيست. هر گويشي لهجه هاي خاصي دارند. دراين پروژه 8 لهجه نيز ثبت شده است. عربي و تركي جز گويش هاي بدون لهجه اند. اين پروژه 2 ماه به طول انجاميد. سه نفر از پژوهشگران زبان و گويش اين پروژه را انجام داده اند.
توضیح آقای هاشمی:مردم گچساران گویش های مختلفی دارند.چون گچساران را در ابتدا شرکت نفت بنا نهاد (حدود نود الی صد سال پیش ) از تمام مردم کشور و حتی از اتباع خارجی مهاجر به گچساران اومد ٬ بعد که مردم روستاهای اطرف به طرف گچساران سرازیر شدند و شروع به کار و خانه سازی کردند. زبان اول گچساران لری هست ٬ زبان دوم ترک هست (لهجه ترکی قشقایی ) و فارسی زبان عرب زبان و ...... در اقلیت هستند . تبادل فرهنگ بومی و فرهنگ مناقط دیگر ایران نوعی فرهنگ جدید رو به وجود اورده که باید بیشتر در باره اون بحث و گفتگو کرد . با کمال تشکر اسماعیل هاشمی
-
Wednesday, January 25, 2006
Posted
10:18 AM
by Mehran Baharlı
QASHQA'I TRIBES

The Qashqa'i, according to some sources, originated among the Khalaj, a Turkic people who originated in eastern Turkistan and one of the twenty-two tribes of the western Oghuz which left the area in the eleventh century. At the end of the fourteenth century, the great Mongol ruler, Timur, moved some Khalaj from Asia Minor to central and eastern Persia. Shortly afterwards, a group of Khalaj broke away from the major tribe and fled to Fars in south-western Persia where they were given the name 'Qashqa'i' meaning 'Fugitives' or 'those who fled'. There are several theories as to the origins of the Qashqa'i but whichever one is correct, one thing is certain and that is that the Qashqa'i are not of Persian stock but are more likely to have originated in Central Asia or eastern Turkistan.
|